تبليغاتX
گروه کوهنوردی کیان اراک
کوهنوردی و پیمایش جنگل و کویر
      تعریف: بیماریهای کوهستان شامل طیف وسیعی از بیماریها مثل : برف کوری ، سرمازدگی وارتفاع زدگی میباشد. ولی منظور از بیماریهای ارتفاع یا به طور عامیانه کوه گرفتگی ،طیف خاصی از این بیماریها است که شامل 3 بیماری اصلی زیر است.این بیماریها مختص محیط کوهستان بوده و در محیط های دیگر مشاهده نمیشود.:


1- بیماری حاد کوهستان (ACUTE MOUNTAIN SICKNESS (A.M.S
2- ورم مغزی ارتفاع بالا  (IHIGH ALTITUDE CEREBRAL EDEMA (H.A.C.E
3- ورم ریوی ارتفاع بالا  (HIGH ALTITUDE PULMONARY EDEMA (H.A.P.E


مناطق مرتفع:
1- بلند : 1500 تا 3500 متر 2- خیلی بلند: 3500 تا 5500 متر 3- حد نهایی : بیش از 5500 متر. به این ترتیب ما در ایران اصولا در مناطق بلند زندگی میکنیم و به همین خاطر تحمل بهتری نسبت به کسانی که در سطح دریا زندگی میکنند داریم.
علت مشکلات مناطق بلند : افت فشار بارومتریک و کاهش میزان اکسیژن در دسترس است. درصد میزان اکسیژن فرق نمی کند ولی هوا رقیق تر است و تعداد مولکول هر گازی ، از جمله اکسیژن ،کمتر.

پدیده های جبرانی : هم هوایی یا ACCLIMATIZATION : افزایش ضربان قلب ، افزایش تعداد تنفس افزایش تعداد گلبول های قرمز ، افزایش آنزیمهای برداشت کننده اکسیژن در ریه ها و بافت های دیگر ، افزایش جریان خون .
این مکانیسم ها یک تا سه روز طول می کشد ولی افزیش گلبول های قرمز جزء مکانیسم های کند است که حدود سه هفته بعد حداکثر اثر آنها حاصل می شود .
علائم عدم تطابق مناسب: افزایش تعداد تنفس و تنفس تند، افزایش میزان ادرار ، تنگی نفس در حین فعالیت ، تنفس شبانه CHEYNE- STOKE OR PERIODIC
علائم تطابق خوب : خواب خوب ، اشتهای خوب، و عدم وجود علائم A.M.S

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 22:37  توسط مرتضی  | 

 

پس از رسیدن به روستای لالون بالا ماشینها را در میدان روستا مقابل مسجد پارک می کنیم .

پس از تعویض لباس و برداشتن وسایل لازم پیاده روی را درامتداد رودخانه ادامه می دهیم.

از باغات روستا عبور می کنیم و در حالی که رودخانه در سمت چپ ما جریان دارد به پل فلزی

تازه سازی می رسیم از آن عبور کرده و دوباره در امتداد رودخانه به حرکت ادامه می دهیم

این بار رودخانه در سمت راست ما جریان دارد . پس از حدود نیم ساعت از آخرین باغات روستا

به تنگ صخره ای لالون یا تلخاب می رسیم .در هنگام عبور از تنگ چند بار به آب می زنیم .

سر انجام مسیر پاکوب مشخصی را در امتداد رودخانه با کمی نشیب و فراز ادامه داده ودر

حالی که رودخانه در سمت چپ ما جریان دارد به چند چشمه آب در مسیر می رسیم که

رودهای کوچکی را تشکیل داده اند .پس از حدود یک ونیم ساعت به چشمه تلخاب می رسیم

.وجه مشخصه آن رسوبات زرد و کمی قرمز مایل به قهوه ای در اطراف جویبار منتهی به آنست

در اینجا مسیر از کف دره فاصله می گیرد و پر شیب می شود تا سرانجام به آبشار می رسیم

از بالای آن عبور کرده وهمانجا چادرها بر پا می شوند شب با آسمان پر ستاره اش همه را

مجذوب می کند و بر رسی صور فلکی تا پاسی از شب ادامه می یابد .

فردا صبح زود از خواب بیدار شده و مسیر پاکوب مشخصی را به سمت شمال ادامه می دهیم

تا پس از ۵/۱ ساعت با شیبی نسبتآ تند به گردنه وزرا می رسیم. (اندکی پس از شروع گردنه

آب قطع می شود ) . در گردنه دو راه مالرو مشاهده می شود راه اول ادامه گردنه وزرا به بالای

برج اول منتهی می شود . راه دوم اندکی به چال زیر برجها سرازیر شده و دوباره از یال برج ۲

کمی بالا رفته و وارد چال زیر قله می شود .مسیر پاکوب مشخصی ما را به قله ۴۳۷۵ متری

خلنو می رساند .برگشت ادامه همان راه رفتن است .زمان لازم برای صعود قله از گردنه وزرا

۲ تا ۵/۲ ساعت است      

 

      

          

            

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 15:11  توسط مرتضی  | 

     پس از ورود به شهر سرکان وارد شمالی ترین بخش شهر شدیم .پس از عبور از باغات شهر وارد بخش

کوهستانی باغات گردیدیم جاده در اینجا به دو بخش تقسیم می شود و مشخصه آن عبور تیرها و سیم

برق از کنار آن است . ما راه دست چپ را انتخاب کردیم از پل عبور کرده و جاده خاکی را ادامه دادیم

این جاده با پیچ و خم فراوان بتدریج اوج می گیرد و ما را به یالی سوار می کند که در نهایت به خط راس

اصلی کوه می پیوندد . پس از طی مسیر به گوسفند سرا و برکه آب می رسیم.راه مالروی به پایین و

دست چپ ما می رود می توان از این مسیر هم برای صعود استفاده کرد یا ادامه راه ارابه رو که طولانی

است ادامه داد. این راه سر انجام به کاسه قله می رسد. و از آنجا مدت کوتاهی قله یخچال صعود می

شود . ادامه راه ارابه رو به پائین و پشت کوه می رود و به پناهگاه می رسد . اگر از مسیر کوهنوردی

مطابق شکل به پائین برویم در ادامه رود جاری در کف دره به دو آبشار کوچک می رسیم  .

از کف دره در نقاط متفاوت مسیر پاکوب وجود دارد که ما را به جاده ارابه رو اصلی می رساند .

زمان مفید این صعود حدود ۶ ساعت می باشد .            گزارش و نقشه استاد رضا رهنورد

         

         

        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 13:25  توسط مرتضی  | 

 

 کوهستان کرکس، بخشی از نیمه شمالی رشته‌ کوههای مرکزی ایران است که از شمال غربی 

شهرستان کاشان تا جنوب شرقی شهرستان نطنز ادامه دارد. کوه کرکس حاصل گدازه‌هایی است که از راه شکاف‌های موجود در سطح زمین به بیرون راه یافته‌اند.سطح زیر پوشش کوهستان کرکس در استان اصفهان بالغ بر ۳۰۰ هزار هکتار است که ۷/۹۷ هزار هکتار آن به عنوان منطقه شکار ممنوع انتخاب و اعلام شده‌است.

قله‌های کوهستان کرکس به علت ارتفاع زیادی که دارند تقریباً در نیمی از سال پوشیده از برف بوده و منبع اصلی چشمه‌های متعددی است که در دامنه‌های این کوهستان جریان دارند.

دامنه‌های کرکس به دلیل وجود منابع آب کافی و نیز اعتدال شرایط اقلیمی و رویش انواع گیاهان مرتعی، زینتی و تجاری در ردیف گون، گیاهان دارویی و …) و درختچه‌هایی است که به صورت پراکنده دیده می‌شود.

موقعیت جغرافیایی و شرایط زیستی منطقه بزقوچ و میش وحشی آهو، گراز (خوک وحشی )، گرگ، شغال، روباه، کفتار، گربه وحشی، پلنگ، تشی، پایکا ( نوعی موش صحرایی که در ارتفاعات زیست می‌کند) و غیره در آن وجود دارد.


کوه‌های این منطقه عبارت‌اند از:

کرکس ۳۸۹۵

گرگش 3588

غلبه شاه ۳۴۹۳

لالیوان ۳۳۵۰

ارشد ۳۱۹۹

قلعه تایین ۲۷۰۰

کمرسیاه ۳۶۳۰

زیرپل ۳۶۳۰

هشاش ۳۲۱۰

ریزنده ۲۹۸۰

کش قبله ۲۶۰۰

 

کوه کرکس یکی از کوههای مرکزی ایران است. کرکس کوهی مستقل است و در استان اصفهان قرار گرفته‌است. این کوه در جنوب شهرستان نطنز شرق شهرستان برخوارو میمه و غرب شهرستان اردستان واقع شده‌است و ارتفاع آن از سطح دریا ۳۸۹۵ متر است.  

          روز پنج شنبه ساعت ۲.۳۰ با مینی بوسی عازم روستای زیبای کشه شدیم

           ساعت ۸ پس  آماده شدن   به سمت  پناهگاه  حرکت کردیم کوهنوردان بسیاری

           در حال بازگشت بودند غروب دل انگیزی بود واندکی پس از آن در نور دلچسب ماه نو

          صعود ادامه یافت تا ساعت ۱۱ به پناهگاه رسیدیم چندین  گروه در پناهکاه بزرگ ونوساز

            ساکن بودند و ما به  جان پنا هی که کمی بالا تر است رفتیم با غروب ماه غوغای ستارگان

           در آسمان بیشتر شد که دیدار آ ن را به خواب ترجیح می دادی صبح با آوای دوستان سحر

          خیز بیدار شده و پس از نوشیدن چای داغ و صبحانه ساعت ۷.۳۰ عازم قله شدیم و ساعت

           ۹ صبح روی قله بودیم   ساعت ۱۱ به پناهگاه برگشتیم و ساعت ۲ آماده حرکت به سمت 

          روستای کشه بودیم

                             

                            

              

       

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 17:21  توسط مرتضی  | 

برنامه این هفته کوه راسوند وصعود به قله مالگا بود که مبدا  روستای حصار وبا عبور از دره های سر سبز

پر شقایق قله ما لگا صعود شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 0:0  توسط مرتضی  | 

دیواره لجور پر ابهت و سر افراز از سراب اسکون خود نمایی می کند ساعت

هشت و پانزده دقیقه است بچه ها از مینی بوسی که ما را تا اینجا آورده 

پیاده می شوند به محض پیاده شدن چشمهای مشتاق مدتی جذب قله

می شوند سپس چشم انداز زیبای منطقه که متناسب با اردیبهشت است

همه را خیره می کند روز جمعه است و بسیاری نیز می آیند تا روزی را در

دامنه کوه و کنار رودخانه بگذرانند و دارند بساط خود را پهن می کنند

گروه ما نیز با صرف چای گرم و صبحانه در ساعت ۹ آماده حرکت می شوند

دو نفر از بچه ها که از نگاهشان می شود فهمید نگران صعود هستند سرانجام

می پرسند ما هم  میتونیم صعود کنیم که البته پاسخ مثبت است چون در

کوهپیمایی های قبلی آمادگی کامل پیدا کرده اند از طریق دره شرقی

حرکت می کنیم و با افزایش تدریجی شیب به زیر دیواره می رسیم دو تیم

دو نفره از دو مسیر در حال صعود دیواره هستند و یک گروه که شب در پناهگاه

خوابیده ا ند در حال فرود می باشند حدود ده به پناهگاه می رسیم اینجا دیگر

دیواره  با مسیرهای صعود روبروی ماست دشتهای سر سبز همه را مجذوب

می کند در هر سو چشم اندازی زیبا تا دور دست  با صحنه های بدیع خود نمایی

 می  کند پس از ساعتی بجز دو نفر که فداکاری کرده مواظبت از کوله ها را

بعهده می گیرند بقیه بچه ها ساعت ۱۱ بسوی قله حرکت می کنند در مسیری

که به طرف سیم بکسل ها می رود ریواس ها بسیار دلچسب هستند ساعت ۱۲

روی قله هستیم ۱۲.۳۰ عازم پناهگاه شده یک ونیم به پناهگاه می رسیم

نهار و استراحت تا سه و نیم طول می کشد هیچکس مایل به دل کندن از این همه

زیبایی و حرکت به پایین نیست اما باید ساعت پنج به مینی بوس آقا مهدی برسیم

که خوش قول است و سر ساعت منتظر ماست تا به اراک بر گردیم 

                   

                  

                  

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 17:20  توسط مرتضی  | 

 

گزارش برنامه پيمايش و شناسايي مسير (تنگ5-سالن كوه-تله زنگ)

 

 

     :پنج شنبه 6/1/88 تا سه شنبه 11/1/88 به مدت شش روز

پيرو برنامه هاي قبلي كه در منطقه انجام داده بوديم از  جمله صعود سالن كوه از قاسمعلي-پيمايش مسير دزفول تله زنگ و مسير كوچ عشاير چهار لنگ بختياري امسال بر آن شديم تا از مسير جديد كه كوهنوردان كمتري از آن تردد داشته اند وارد منطقه شويم لذا مبدا كار خود را نيم ايستگاه دو آب كه بين ايستگاه هاي راه آهن تنگ 5 و تله زنگ (تنگ 3) مي باشد قرار داديم.

هدف ما شناسايي منطقه ،صعود به قله سالن كوه به ارتفاع 2650 متر و سپس بازگشت از مسير آبشار شوي مي باشد.

روز شمار برنامه:

پنچشنبه6/1/88:

حركت از اراك با قطار محلي به طرف دورود سپس حركت از دورود با قطار محلي دورود انديمشك كه نهايتاً پس از عبور از ايسگاه تنگ5 در ساعت 15/18 به نيم ايستگاه د و آب رسيديم.

از قطار محلي پياده شديم و بلافاصله  در دره اي كه سمت چپ خط راه آهن بود در جهت شرق شروع به حركت كرديم.

از روستاي كوچك دو آب گذشتيم و پس از45 دقيقه به يك چشمه رسيديم پس از تعويض لباس برداشتن آب و تقسيم بارنهايي ساعت 30/19 حركت را آغاز كرديم.از يال پرشيبي كه بالاي چشمه قرار دارد اقدام به صعود نموديم اين يال مسير مالرو دارد و به علت تيرگي رنگ خاك آن كه متمايل به سياه است از دور كاملاً قابل تشخيص است.ادامه مي دهيم مسير ما از ميان جنگل هاي بلوط كه مختص زاگرس است مي گذرد ولي افسوس كه تاريكي مانع ديدن مناظر زيباي اطراف است.تا ساعت 21شيب مسير زياد بودسپس كم كم از شيب آن كاسته شد.ساعت 30/21 را نشان مي دهد كه پارس سگها خبر از نزديك شدن ما به يك سياچادر را كه صاحب آن مردي مهربان به نام خان محمد خسروي است را مي دهد.دعوت گرم اورا پذيرفتيم و شبي فراموش نشدني و زيبا را در سياچادر او به صبح رسانديم.

جمعه7/1/88:

پس از صرف صبحانه و جمع كردن وسايل و گرفتن آدرس دقيق مسير از خان محمد خداحافظي كرديم و ساعت 8 صبح براي ادامه ي مسير به طرف المون به راه افتاديم .ساعت 8.45 به يك چشمه رسيديم و پس از عبور از سه گردنه كه توام با بده بستانهاي زيادبوده در ساعت 30/10 به گردنه اي ديگر رسيديم بنام ديارگاه المون كه سنگ چينهاي زيادي داشت.آثار يك حفاري بزرگ هم در انحا به چشم مي خورد.با ادامه دادن راه مالرو ساعت 11 به چشمه خرزهره رسيديم.بازهم گردنه اي ديگر پيش روي ما قرار دارد كه پس از عبور از ان در ساعت 45/12 به المون رسيديم كه جاي است بسيار زيبا و دل انگيز داراي رودخانه و آبشار ازآرمش خاصي برخوردار است.تا به اينجا از رودخانه ها و جويبارهاي خشك زيادي گذشتيم كه همگي به خاطر خشكسالي دو ساله ي اخير بدون آب بودندو به خاطر همين خشكسالي بيشتر عشاير از منطقه كوچ كرده اند و منطقه خلوت است.المون كمي پر آب تر از بقيه جاهاست.

المون اولين جايي است كه قله هاي فرعي سالن كوه را در جهت جنوب شرقي مي توان ديد.پس از صرف ناهار در المون با تمام زيبايي هاي آن خداحافظي كرده و در ساعت 14 در همان جهت كه در اين برنامه آمديم يعني در جهت چين خوردگي هاي زاگرس به طرف شرق و جنوب شرق ادامه مسير داديم.باز هم گردنه اي ديگر و عبور از آن كه در سر گردنه موفق به ديدن آبشار هاي سالن كوه شديم مسير مالرو با شيب زياد پيش مي رودو زياد شدن سنگ چينهاخبر از رسيدن ما به امامزاده محمد مي دهد. ساعت 30/16 به امامزاده محمد رسيديم جلو امامزاده چادرها را بر پا كرديم با یکی از بچه ها برای شناسایی مسیر  در دره اي جنگلي پوشيده از درختان بلوط و گیرچ... و در پاي ديواره هاي صخره اي سالن كوه به طرف صخره ها و ديواره ها رفتيم و پس از يافتن كوره راهي مالروبازگشيتم.كسي هم در منطقه نبود كه دقيق تر بپرسيم پيش بچه ها برگشتيم و شب خاطره انگيزي را در جوار امامزاده محمد گذرانديم.

شنبه:8/1/88:

ساعت 10 به راه افتاديم هدف امروز ما صعود از صخره ها ي سالن كوه است كه به خاطر ريزشي بودن مسير و سنگين بودن كوله بچه ها  كمی استرس دارم ولي سعي مي كنم از بهترين و مطمئن ترين مسير هاي صعود كنيم .يك سنگ نوردي فري سولو در ديواره اي حدود 400متر با شيب 80/0 را ادامه داديم تا در ساعت 12رسيديم به آبشار سالن كوه در ميان صخره ها استراحتي كوتاه و ادامه ي مسير از روي يال بين دو تا آبشار كه هر از گاهي پاكوب نامشخصي هم در آن به چشم مي خورد.هر چه جلوتر مي رويم مسير مشخص تر مي شود.ساعت 13 از صخره ها خارج مي شويم.به تخت گاهي مي رسيم كه چشمه آب دارد و جاي چادر عشاير است اما كسي در آنجا نيست.ناهار را صرف مي كنيم و در ساعت 15 ازيالي خوابيده در جهت جنوب به سمت تخت يا چال سالن كوه مسير را ادامه مي دهيم.در راه به رد پاهاي يك گراز بزرگ و كمي بالاتر به رد پاهاي زيادي از خرس برخوردكرديم.مسير در شيب ملايمي به پيش مي رود.به گردنه اي رسيديم كه با قرار گرفتن روي آن برف هاي قله سالن كوه به ماه خوش امد گفتند.دشتي روبروي ماست درارتفاع بالاتر از 200۰متر كه پر از جاپاي خرس است.ساعت 17 شده هوا صاف و آفتابي است ماهم در كف تخت يا چال سالن كوه قرار داريم.جاي سیاچادرهاي زيادي در اطرف به چشم مي خورد اما چون منطقه ييلاقي است هنوز عشاير به اينجا نيامده اندما هم با توجه به جهت وزش باد يكي از جا چادرها را انتخاب و چادرهايمان را آنجا برپا كرديم.با غروب آفتاب دما به سرعت پايين آمد و زير صفر درجه سانتي گراد رفت.آب برفها كاملاً يخ زد و ما هم شب خيلي سردي را گزرانديم.تقريباً هيچ نخوابيديم كمي هم نگران گرسنگي خرسها بوديم به هر حال شب سوم هم به صبح رسيد.

البته قله سالن کوه را هم قبل از بر پایی چادر ها صعود کردیم.

يكشنبه9/1/88:

ساعت 9 بيدار شدم  بيرون چادر آفتاب بيرون آمده بود و تازه چادرها داشت گرم مي شد.بچه ها هنوز خواب بودند.آتش را روشن كردم كه سروكله ي 10نفر با انواع اسلحه پيدا شد و دورمون را گرفتند.سلام و عليك كرديم و خوش و بش و راجع به منطقه كمي صحبت كردم و كساني كه مي شناختم نام بردم و سپس مسيري را كه طي كرده بوديم و باعث شد احترام ويژه اي براي ما قائل شوند و به قول خودمان روي ما حساب باز كردند.ساعت 11حركت كرديم و از اينجا به بعد با امنيت كامل با انها همسفر شديم وآنها در حين همراهي و راهنمايي ما گاهي براي شكار به طرف كبكها مي رفتندوراه را در مسير مالروكنار دره اي كه در جهت غرب به پيش مي رفت ادامه داديم و يك ساعت بعد در ساعت 12به چشمه تك تك آب رسيديم .پس از برداشتن آب و گرفتن دوغ از تنها سیاچادر ساكن در آنجا مسير را ادامه داديم و دوستان شكارچي هم لطف كردن و تا مسافت زيادي همراه ما آمدند و راه را بدرستي به ما نشان دادند كه جاي تشكر دارد.از آنجا با آنها خداحافظي كرده و مسير پر شيب را به سمت سرتنگ قاسمعلي در پيش گرفتيم .ساعت 17به مدرسه قاسمعلي رسيديم و به عبدالرضا و گروهي از بچه هاي اراك كه انجا بودندبرخوردكرديم.بسيار خسته بوديم و چادرها را در جلوي مدرسه برپاكرديم.متاسفانه رودخانه قاسمعلي خشك شده و اهالي براي آوردن آب به دره ي روبه رو مي روند.كه مسافت زيادي است.يك جاده ماشين روهم تا نزديك امامزاده پيرچل امده كه امسال به سر تنگ مي رسد و بايد فاتحه ي آبشار تله زنگ را هم خواندبلايي كه بر سر آبشار بیشه و آب سفييد و جاهاي ديگر آمد دارد بر سرآبشار شوي هم نازل مي شود.انگار اين بيماري همه گیر شده ...واقعاً متاسفیم بايد فكري كرد؟

دوشنبه10/1/88:

مروز هوا ابري شده و باران نم نم شروع به بارش كرده ،ناهار مهمان عبدالرضا هستيم.بعد ازظهر عليرغم اصرار عبدالرضا مبني بر ماندن ما با توجه به كمبود وقت به طرف آبشار حركت كرديم با همين باران اندك چهر منطقه بكلي عوض شد و خيلي سرسبز و شاداب گرديد.باران نم نم در حال بارش است.شب به خاطر امنيت و داشتن سرپناه به بالاي آبشار رفتيم و زير كلاهك ديواره مستقر شديم تاريك شده بود كه رگبار و رعد و برق هاي خيلي شديد شروع شد.جاي ماخوب بود و يك قطره باران روي ما نيامد.شب پنجم هم اينگونه سپري شد.

سه شنبه:11/1/88:

ساعت 9به طرف ايستگاه حركت كرديم.هوا كماكان ابري است.بارندگي نداريم و مسير سيم بكسلها خشك است.از صخره ها عبور كرديم و ادامه داديم تا از شوي گذشتيم .رسيديم به رودخانه اي كه سالهاي پيش در پر آبي اجازه ي عبور نمي داد.به راحتي و حتي بدون خيس شدن كف كفشها از روي سنگها رد شديم و بعد از عبور از طاد خیری در ساعت 13 به ايستگاه رسيديم .تمام بچه هاي اراك در حال بازگشت بودندكه برخورد با انها در ايستگاه خالي از لطف نبود.ساعت 30/15 هم با قطارعادي تهران به طرف اراك حركت كرديم.۲۳.۳۰ ايستگاه راه اهن اراك بوديم و اين به معناي پايان يافتن برنامه است.

گزارش برنامه:

عليرضا مرادي باستان 17/1/88

ساير افراد شركت كننده در برنامه:

1:بهمن اخوتيان

2:مهدي مظفري

3:بهادر كاظمي

4:عليرضا گنجه اي

                 

                

               

              

             

            

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 21:48  توسط مرتضی  | 

صبح زود قبل از اینکه خورشید حوصله شانه زدن گیسوان طلایی اش را پیدا کند و باقیمانده تاریکی شب

خدا حافظی نماید از خانه خارج شدیم و به همراه تعدادی از دوستان به طرف کوه به راه افتادیم .

سردی صبح لطافت و زیبایی خاصی داشت و شادی و شعف خاصی را در دلمان بوجود آورد.نیروی جاذبه

طبیعت وشادابی و طراوت آن وصف ناپذیر است آرامشی به تو می دهد که دغدغه های ۱ هفته کار و

تلاش را در وجودت ذوب می کند زمزمه موزون وآهنگین آب که از کوههای سر برافراشته سرازیر می شود

سرگذشت زمستان امسال را برایمان نقل می کند در طول مسیر با توقف کوتاه چای گرم و معطری می

نوشیم و به کوهپیمایی ادامه می دهیم ساعت ۱ بساط نهار مهیا می شود  شادی وخنده بعضی بچه

های شاد گروه دیگران را هم از پیله افکارشان بیرون می کشد و همه نگاهها در چشمان مخاطب قاب

میشود تمرکزها به دهان اوست و هر لحظه صدای شلیک خنده  بچه ها چرت زمستانی درختان را پاره

می کند هوای سرد با گرمی و صمیمیت افراد گروه  عقب نشینی می کند .شعف و شادی به حدی است

که به جرات می توان گفت برای مدتی همه اعضای گروه خالی از مشغولیتهای خود بودند .در این میان

چند نفر از بچه های خوش صدا ی گروه گرمی خاصی به جمع بخشیدند . زمان آنقدر زود سپری شد که

دیر تر از موعد مقرر به خانه باز گشتیم

                                                 

 

                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 23:50  توسط مرتضی  | 

 هر کس یکبار افسون کویر شود کویر دیگر رهایش نمی کند و دیگر بار ا و را به سمت خویش فرا می خواند             

کویر مرنجاب در شمال شهرستان آران و بیدگل از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان قرار دارد . این کویر از شمال به دریاچه نمک آران و بیدگل , از غرب به کویر مسیله و دریاچه های نمک حوض سلطان و حوض مره , از شرق به کویر بند ریگ و پارک ملی کویر و از جنوب به شهرستانهای آران و بیدگل و کاشان محدود می شود .

ارتفاع متوسط کویر مرنجاب از سطح آبهای آزاد در حدود 850 متر می باشد . قسمت عمده این کویر پوشیده از تپه های شنی و ریگزار است . کویر مرنجاب از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی است . عمده پوشش گیاهی منطقه شامل گیاهان شور پسند از جمله درختهای گز و تاق و بوته های قیچ  است .

پوشش جانوری منطقه به دلیل وجود آب و غذای فراوان بسیار غنی است . از جمله حیوانات موجود می توان به گرگ , شغال , کفتار , روباه شنی , گربه شنی , بزمجه , آفتاب پرست , انواع مارمولک , مار , عقرب , تیهو , عقاب , شاهین و ... اشاره کرد . در سال اخیر یک جفت پلنگ نیز در منطقه مرنجاب مشاهده شده است . 

نقاط دیدنی :

کویر مرنجاب یکی از زیباترین نقاط کویری ایران محسوب می شود . تپه های شنی بلند و جنگلهای تاق جلوه زیبایی به این منطقه بخشیده است . دریاچه نمک آران و جزیره سرگردان از دیگر نقاط دیدنی منطقه محسوب می شوند . چاه تاریخی دستکن در قسمت شرق کویر , محل آبشخور شترهای کاروانها بوده است . کاروانسرای مرنجاب که به دستور شاه عباس صفوی در کنار قنات مرنجاب  بنا نهاده شده از جمله آثار تاریخی موجود در منطقه می باشد .

راه های ورود به منطقه :

مسیر اول : مسیر شهر آران به  سمت پادگان و سپس جاده خاکی مرنجاب  که پس از طی مسافتی در حدود 45 کیلومتر به مرنجاب می رسد

مسیر دوم : مسیر پارک ملی کویر است که از پیشوا آغاز شده و سپس  مبارکیه- قصر بهرام  - کاروانسرای سفیدآب  سپس مرنجاب  می باشد . شایان ذکر است تردد در این جاده تا سفیدآب نیاز به مجوز از سازمان حفاظت از محیط زیست استان سمنان دارد .

مسیر سوم : مسیر کاشان به ابوزیدآباد و سپس کاروانسرای سفیدآب و مرنجاب می باشد .

برنامه گروه ما روزهای پنجشنبه و جمعه  دیدار نگین زیبا ی مرنجاب در قلب کویر مرکزی ایران بود

                            

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 8:8  توسط مرتضی  | 

                             سر كوه بلند

سر كوه بلند آمد سحر باد
ز توفاني كه مي آمد خبرداد
درخت سبزه لرزيدند و لاله
به خاك افتاد و مرغ از چهچهه افتاد
سر كوه بلند ابر است و باران
زمين غرق گل و سبزه ي بهاران
گل و سبزه ي بهاران خاك و خشت است
براي آن كه دور افتد ز ياران
سر كوه بلند آهوي خسته
شكسته دست و پا ، غمگين نشسته
شكست دست و پا درد است ، اما
نه چون درد دلش كز غم شكسته
سر كوه بلند افتان و خيزان
چكان خونش از دهان زخم و ريزان
نمي گويد پلنگ پير مغرور
كه پيروز آيد از ره ، يا گريزان
سر كوه بلند آمد عقابي
نه هيچش ناله اي ، نه پيچ و تابي
نشست و سر به سنگي هشت و جان داد
غروبي بود و غمگين آفتابي
سر كوه بلند از ابر و مهتاب
گياه و گل گهي بيدار و گه خواب
اگر خوابند اگر بيدار ، گويند
كه هستي سايه ي ابر است ، درياب
سر كوه بلند آمد حبيبم
بهاران بود و دنيا سبز و خرم
در آن لحظه كه دیدم روی ماهش
نسیم و لاله رقصیدند با هم
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 14:4  توسط مرتضی  | 

هفته گذشته برای برگشت از چنار از دره ای آمدیم که به دره چار درخت می رسد و برف زیادی داشت

بچه ها را خیلی سر شوق آورد نتیجه این بود این بار همراه خودشون فامیلها رو هم آورده بودن بطوریکه

با وجود ۴ ماشین سواری باز هم شش یا هفت نفره تو ماشین ها نشستیم در خانه میران هوا آرام بود

اما نزدیک قله ناپایدار و طوفانی شد بطوریکه نزدیک خط راس بسیار شدید بود و  دو نفر قله را صعود کردند

        

        

        

               

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 16:54  توسط مرتضی  | 

راستی ، چگونه یک نابینا مسیر های دشوار و خطرناک کوه های هیمالیا را طی می کند و از یخچال ها ، کنار پرتگاه ها و از روی شکاف های یخی عبور می کند و بالا و بالاتر می رود تا به جایی برسد که از آنجا بالاتر در کره زمین نیست؟

اریک این طور پاسخ می دهد : وقتی در برنامه صعود به کوهی مرتفع شرکت می کنم و آبشار ها و شکاف های یخی دارد ، به دنبال کوهنورد دیگری پیش می روم. با راهنمایی او از موانع می گذرم. کوهنوردی که جلوی من است ، زنگی را به صدا در می آورد و با صدای زنگ مسیر خود را می یابم و سعی می کنم پایم را جای پای کوهنوردانی که پیشاپیش من حرکت می کنند ، بگذارم.  اما وقتی یک آبشار یخی خیلی خطرناک است آنها با کمک چوب اسکی یا کلنگ یخ مرا به دنبال خود می کشند.

اریک خاطره های زیادی از صعودش به اورست دارد . او راهی را رفته که در سال 1953 ادموند هیلاری و تنزینگ نخستین بار پیمودند و به اورست رسیدند. اریک می گوید : وقتی به یال جنوبی اورست و جایی موسوم به گام هیلاری در ارتفاع 8800 متری رسیدم ، احساس کردم هیلاری کنارم ایستاده و به من می گوید راهم را ادامه دهم . حالا فقط نیم ساعت تا قله فاصله بود. با روحیه ای عالی بقیه مسیر را هم طی کردم تا این که به آرزویم رسیدم. بله قدم به قله اورست گذاشتم.

          این عکسهاهم مربوط به برنامه ایکه  به چنار داشتیم

         

         

         

        

       این یکی را  همراه گروهی از فرهنگیان در چنار انداختیم

        

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 19:30  توسط مرتضی  | 

جناب آقای محمد سلیمانی در گذشت مادر گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت گفته وبرایتان

سلامتی آرزومندیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 19:18  توسط مرتضی  | 

صعود زمستانی شهباز با برفی که داشت در عین جذابیت انرژیی بسیار می طلبید بطوریکه آدم احساس

می کرد یک قله بالای چهار هزاری را یکروزه صعود کرده و همه گروه به این امر اذعان داشتند از ۸ صبح که

از امامزاده  سورانه حرکت کردیم تا ۸ شب که به امامزاده برگشتیم فقط ۲ ساعت برای نهار در پناهگاه

ماندیم و  ۱۰ ساعت حرکت با برفکوبی سنگین داشتیم از پناهگاه به قله از مسیر تیغه شمالشرقی و

بر گشت از دره پر برفی که مستقیمآ از قله به امامزاده می رسد انجام شد . دوستان خسته نباشید

               

               

              

             

            

            

            

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 22:0  توسط مرتضی  | 

      پیمایش خط راس بین قله های کلاغ لان والوند

      یک برنامه زمستانی زیبا

      

     

     

       

      

       

       

       

     

       

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 20:29  توسط مرتضی  | 

                 

               

              

               

              

              

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 21:39  توسط مرتضی  | 

   

     یادش بخیر خیلی سال پیش ده قشلاق دهی آباد بود با مردمانی قانع که کمترین امکاناتی نداشتند

     اما بسیار با صفا وقتی به آنجا می رسیدیم بچه ها دورمون رو می گرفتند تا ببینند کوهنوردا  چه  

     جه موجوداتی هستند با اینکه گردوها رو تکونده بودن برای پذیرایی هر کدوم از زیر درختا یه بغل گردو

     برامون می آوردن از اون طرف بزرگتراشون کاسه ماست به دست می اومدن یکی از مادرا که تازه

    اسم وایتکس رو شنیده بود وقتی شنید که بچه ها احساساتی شدن ومیگن چیزی لازم ندارید دفعه

    بعد براتون بیاریم گفت من وایتکس لازم دارم هفته بعد داش غلام که گل مردهاست صبح جمعه کوله

     پشتی رو میندازه دوشش و هراه یک وایتکس وسط وسایل به طرف قشلاق از همون مسیری که

      قدیما برا بستنی فروشا تو تابستون از سفیدخانی و شهباز(برف حاج آقا رضا) برف می آوردند

       راهی قشلاق میشه اما نزدیکی های آبادی میبینه گردهش داره میسوزه کوله رو میذاره زمین

        درشو باز می کنه نگو وایتکس کج شده وفشار بش وارد شده ولباسها و کوله وحتا لباسهای تن

         داش غلام را رنگ ووارنگ می کنهاز اونروزه که داش غلام تصمیم گرفته دیگه تنهایی به قشلاق نره

       

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 13:36  توسط مرتضی  |